گفتم:سخنی،گفت:سخن ممنوع است!   
     
گفتم:نگهی،گفت:به من ممنوع است!

گفتم که:بیا دور تو گردم،گفتا:    
                   
درکوچه مادورزدن ممنوع است!

استاد شفیعی کدکنی

 

صبحت بخیر اے همه دار و ندار من
صبحت بخیر یاسمن سبزہ زار من

باتو هواے زندگے ام فرق میڪند
صحبت بخیر حال و هواے بهار من

علے دارا

 

امروز پرکارترین روز سال است
برای من !

باید گره از تمام
سبزه هایِ این شهر باز کنم

مبادا کسی تو را آرزو کرده باشد...

 

ظاهرا سبزه گره میزنم اما گویی...


در خیالم گره زلف تو را میبافم...

مسعود محمدپور

 

سیزده را همه عالم بدر امروز از شهر


من خودم سیزدهم کز همه عالم  بدرم



تا به دیوار و درش  تازه کنم  عهد قدیم


گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم.


شهریار

 

 

منبع : دنیای عاشقانه |گلچین شعر های کوتاه 14
برچسب ها : بخیر ,ممنوع